X
تبلیغات
رایتل

شبها موقع خواب، سر من و پسر کوچکم روی یک بالشت است و حرف من و پدرش که باباجان ،تخت دو نفره مان را کردی سه نفره هیچ، حداقل سرت را روی بالشت کوچک خودت بگذار فاید ه ای ندارد .

 دیشب که سرمان روی بالشت مشترکمان بود طبق معمول هرشب بعد از پرسیدن چیزهایی که به قول خودش نمی داند و می خواهد دلیلش را بداند مثل اینکه : 

چرا همه حیوانات دم دارند ؟چرا دم بعضی شان کوتاه و بعضی بزرگ است ؟

تک تک وسایل داخل اتاق از چه ساخته شده اند ؟

چرا من نمیتوانم بروم بالای آسمان بعد به خدا سلام کنم و او هم جواب بدهد بگوید سلام پسرم .

داشتم می گفتم بعد از پرسیدن این سوالها و چند تای دیگری که یادم نیست گفت ،مامان می آیی من و تو با هم ازدواج کنیم ؟

گفتم تو می دانی ازدواج یعنی چه ؟

گفت نه نمی دانم اما می خواهم تو زن من باشی و من شوهر تو بعد من لباس مهد کودکم را می پوشم و تو لباس عروسی و با هم می رویم عروسی،عروسی می کنیم.

شب هم باید برویم، روز که عروسی نمی گیرند.

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');