X
تبلیغات
رایتل

دوستی داشتم به نام سارا که الان ندارمش اما هنوز دوستش دارم.

توی سه سالی که با هم بودیم هروقت می خواست براش جکی تعریف کنم می گفتم:  

«یه روز یه آقایی داشت می رفت خونه خورد زمین ،بعد دید روش نمیشه پا شه تا خونه سینه خیز رفت »

از اونجایی که مهارت لطیفه گفتن نداشته و ندارم، و این تنها لطیفه ای بود که از یادم نمی رفت ( نمیدونم به چه دلیل )همینو تکرار می کردم .سارا گاهی عصبانی می شد، گاهی از تکرار مکررات خندش می گرفت و می گفت حالا مطمئنی روز بوده که یارو خورده زمین.

موقعی که می خواستیم از هم جدا بشیم و ما برگردیم به شهرمون یه دفترچه خاطرات براش خریدم و توش  از خاطراتمون ،از اولین دیدارمون ،از دعواهامون نوشتم و آخر هرصفحه اضافه کردم :خب سارا برای رفع خستگی می خوام برات جک بگم و نوشتم : 

یه روز یه آقایی داشت می رفت خونه خورد زمین بعد........

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');