X
تبلیغات
رایتل

بچه که بودم عید رو به خاطر پوشیدن کفش نو و لباس هایی  که مادرم می دوخت  و رفتن به مهمونی دوست داشتم.خیلی به عیدی گرفتن توجه و علاقه ای نداشتم .اما از بین عیدی هایی که گرفتم دو تاشو توی خاطرم مونده ،یه بارش سال نویی بود که عمه بزرگم به هیچ بچه ای عیدی نداد ولی به من داد ،منو بغل کرد و آروم دو تا دویست تومنی گذاشت توی دستم و گفت به هیچ کی نگو .من توی عالم بچگی فکر کردم دلیل اون جور عیدی دادنش اینه که از شوهرش میترسه ،آخه شوهر بداخلاقی داشت. 

یه بارم عموی کوچیکم که اون موقع دانشجو بود به همه از بزرگ وکوچیک ده تومنی نو داد و چیزی که من خیلی دوست داشتم این بود که کنار ده تومنی نوشته بود :

 «نوبهار است بر آن کوش که خوشدل باشی»

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');