X
تبلیغات
رایتل

بعد از نهار خوابیدم .اولش خوابم نبرد چند تا شعر خوندم و بعد از نیم ساعتی خواب رفتم .اونوقت کابوس دیدم و از خواب پریدم .درد قلبم چند برابر شده بود و به شدت می زد . 

خواب دیدم توی ماشین نشستیم ،غیر ما آدمهای دیگه ای هم بودند که یادم نیست قیافه هاشون. من و بچه هام عقب نشسته بودیم که یه دفعه مثل اینکه ترمز ماشین برید .ما با سرعت خیابانها و وسط بولوارا حرکت می کردیم و من فقط بچه ها را گرفته بودم و وحشت زده بودیم اما شوهرم می خندید بعد خود به خود ماشین سرعتش کم شد و مثل اینکه ایرادش برطرف شد.رسیدیم لب یه ساحل که دریاش طوفانی بود بعد شوهرم پسر کوچیکمو گذاشت توی آب و یه موج خیلی بلند اومد و بردش توی دریا زیر آب من و پسر بزرگم خودمونو انداختیم توی آب و من که توی عالم خواب ناامید بودم از پیدا کردن پسرام توی اون دریای عمیق و طوفانی تونستم دست دو تاییشونو بگیرم و بیارمشون بیرون .

اومدم بیرون و داد می کشیدم و گریه می کردم که چرا بچه رو گذاشتی توی آب اگه نمیتونستم پیداشون کنم چی  ؟

و اون فقط می خندید .

با صورت خیس و وحشت از خواب پریدم

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');