X
تبلیغات
رایتل

این روزها همه از روز اول مهر و شروع مدرسه و خاطراتشون می نویسن.راستش من اولین اول مهرمو یادم نیست اصلا نمیدونم مامانم همراهم بود یا نه ؟ که به احتمال زیاد نبوده و  تا جایی که یادمه با چند تا دخترای همسایه به مدرسه رفتم.

یه مسیر تقریبا طولانی را پیاده می رفتیم و اعظم که از ما دو سالی بزرگتر بود حکم سرگروه و رئیس رو داشت.هر کدوم از ما که پاچه خوارتر بود می تونست اول تا آخر مسیر کنار اعظم راه بره و نایب رئیس باشه.

از دوره دبستان چند تا خاطره پررنگ به یادم مونده مثل جایزه ای که کلاس اول از خانم نقلی گرفتم

و معلم کلاس سومم که خانمی تپل،کوتاه ،خوشکل و خوش لباس بود و همیشه خدا حتی زنگ ورزش کفش پاشنه بلند می پوشید و  روی یه صندلی  گوشه حیاط می نشست و با لبخند  ما رو تماشا می کرد (ما دوره دبستان معلم ورزش نداشتیم).

و چند خاطره دیگه که  قبلا نوشتم.

تا جایی که یادمه اول هیچ مهری استرس نداشتم و  مامان یا بابام منو همراهی نکردن و با یکی دو تا از دخترای همسایه که دوست و هم کلاس بودم  به مدرسه رفتم . چرا؟

فکر کنم مادر و پدرم منو بچه توانایی میدونستن ،یا اینکه اینقدر جوون بودن که به خیلی از مسائل فکر نمی کردن .





(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');