X
تبلیغات
رایتل

اینجااستانبوله  

شب یکشنبه است و من توی طبقه ششم یه هتل سه ستاره که تمیزیشو خیلی دوست دارم روی تخت کنار پنجره خوابیدم .صدای خنده و گاهی آواز و جرینگ و جرینگ گیلاس آدمای پایین حس خوبی بهم  میده .سعی می کنم با صدای خر و پف بابام کنار بیام و خیلی تکون نخورم یا از جام پا شم تا مادرم که خوابش سبکه بیدار نشه.اینجا استانبوله و من شدیدا احساس تنهایی می کنم کسی باهام نیست تا توی خیابوناش که راه میریم با اشتیاق از آدما و تمیزی اونجا حرف بزنیم، مغازه هاشو نگاه کنیم حتی اگه نخوایم چیزی بخریم .سگ و گربه هایی که  کنار پیاده رو بدون هیچ ترسی از آدمانشسته یا خوابیدن رو ناز کنیم و هی تعجب کنیم از اینکه کنار پیاده رو مردم براشون ظرف غذا گذاشتن و گاهی که گربه ای میره کنار یا وسط خیابون آدما برشون میدارن و میزارشون تو پیاده رو تا ماشین بهشون نخوره.

اینجا استانبوله با ایاصوفیه زیباش جایی که دلم نمی خواست ازش بیرون بیام، با تنگه و پل بسفر، دریای مرمره و جزیزه هاش ،با توپ کاپی و دلمه باغچه و خیلی از جاهای دیگه،

با توریستهایی که از در و دیوار شهر می ریزن و دلار به جیب ترکها سرازیر می کنن.


اینجا استانبوله و من به آدمها و جاذبه های این شهر حسودی می کنم و دلم میگیره برای وطن خودم، برای ساکت و مظلوم موندنش ،برای همه قشنگیها و جاهایی که داره وخیلی از آدمهای دنیا نمیدونن و ندیدن یا می دونن وترجیح میدن که نبینن.




(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');