X
تبلیغات
رایتل

وقتی به دوران بچگی خودم فکر میکنم می بینم از خیلی نظرها خوشبخت تر از بچه های الان و آزادتر از بقیه هم سن و سالای دختر دور و برم بودم. 

آزادتر از دخترای همسایه بودم چون پدرم منو تشویق به کارای پسرونه می کرد و من به لحاظ هیکل لاغری که داشتم فرزتر از برادرم و خیلی از پسرای دیگه بودم. 

یادمه پدرم من و برادرم رو برای آبتنی می برد جایی نزدیک خونمون که پر بود از باغ و درخت به خصوص درخت توت و شاه چراغ نام داشت .باغها با دیوارهای گلی و کوچه های باریک از هم جدا می شدند  و کنار هر کوچه جوی آبی بود که انشعاب داشت به هر باغ یا از وسط باغ رد می شد.(الان دیگه چیزی از اون باغها و درختها نمونده)  

اکثر مواقع توی جوی ها آب چاه برای آبیاری باغها جریان داشت و ما معمولا به جاهایی می رفتیم که جوی عمیق تر و پهن تر بود . 

پدرم حین آبتنی و بازی ما رو تشویق می کرد تا همراه با جریان آب از توی نو (لوله های سیمانی به قطر ۴۰ سانتی متر که در مسیر جوی برای عبور و مرورقرار می دادند )رد بشیم .برای من این بزرگترین سرگرمی حین آبتنی بود و با تشویق پدرم از اون لوله ۵ تا ۶ متری رد می شدم و این کارو بارها و بارها تکرار می کردم و لذت می بردم .نمیدونم اون زمان پدرم نمی ترسید و فکر نمی کرد شاید من به هر دلیلی تو مسیر گیر کنم و خفه بشم ؟

هر چه بود اون خودش بی پروا بود و به منم جسارت و بی پروایی رو یاد داد .

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');