X
تبلیغات
رایتل

با چشمهای باز چشم بسته به سوی تو می آیم

در را که می بندم

خیابان و کلاغ ها آوار می شوند

پاهایم را روی زمین می گذارم

تا سرم به آرامش تکیه دهد

قد می کشم و لبهایم از سیب گلویت سرخ می شود

هر بار نگفته هایم

بدنامی بی دلیل گیاهان هرز

شرمساری چینهای بزک کرده

و اندوه سنگی که قدم زدن در مخیله اش می پروراند

قربانی لذت سیب و بوسه می شود.

لعنت به پشتم که همیشه با چشمهای مست و نیمه باز بر من می تازد

به زبان آینده نگر،دستهای کوتاه

و شعور که دوری می کند.



نقاشی انگشتانت بر گندمزارم را خالکوبی خواهم کرد

فصل درو

تو کشت خواهی کرد.

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');