X
تبلیغات
رایتل

دیشب حال خوبی نداشتم به چند دلیل:

ـ چند روز پیش از پله سر خوردم و دنبالچه م آسیب دیده .نمی تونم بشینم و خم و راست شم و از انجام دادن جزئی ترین کار عاجزم.

ـ کتاب عقاید یک دلقک رو خوندم و شدیدا تحت تاثیر شخصیت اصلی داستان قرار گرفتم و به هیچ وجه نمی تونم از حس درماندگی و بیچارگی شنیر فاصله بگیرم.

ـ دوست دارم پسرم به حرفم گوش بده و سعی بیشتری برای درس خوندن بکنه و از خودم عصبانیم چون وقتی بعد از دو ساعت از تو اتاقش بیرون میاد ،طراحی زیبایی رو نشونم میده و میگه مامان ببین چی کشیدم و من حتی یه نگاه کوتاه هم بهش نمی کنم و میگم تو این دو ساعت به جای درس خوندن اینو می کشیدی .بعد چند صفحه ی اول کتاب شازده کوچولو رو یادم میاد و خودم رو سرزنش می کنم که کاش نگاهی به طراحی انداخته بودم لااقل.

و دیگه اینکه نگران دو تا از آدمایی هستم که خیلی خیلی دوستشون دارم ،شوهرم و خواهرم

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');