X
تبلیغات
رایتل

دوره انتخابات قبل ما یه ماشین ماتیز قورباغه ای رنگ داشتیم که من همه شیشه و بدنشو پر کرده بودم از عکس کاندیدای مورد علاقم .بابام می گفت دختر نکن این کارو شوهرتو با این کارات از کار بیکار می کنی و از نون خوردن میندازی .اما من گوشم بدهکار نبود با همین ماشین سر کار می رفتم و شبها با بچه هام دور خیابون می گشتیم .حتی یادمه یه روز مونده به روز رای گیری من پوستر ها رو از ماشین نکنده بودم داشتم از سرکار برمی گشتم که پلیس جلومو گرفت گفت خانم پوسترها رو از ماشینت بکن .گفتم برای چی باید بکنم ؟

گفت چون زمان تبلیغات تموم شده .

گفتم نه ،تو برای این میگی جدا کنم چون با کاندیدای من مخالفی .

خلاصه گفتش یا بکن یا ماشینتو توقیف می کنم و من در  حالی که عکسها رو می کندم گفتم باشه اما تو ماشینو نگاه کن پره از این عکسها برسم خونه باز می چسبونمشون.

راستش من هنوزم از خودم شرمنده ام که اون روز نمی دونستم یه روز مونده به رای گیری باید تبلیغات متوقف بشه.

اما کلا اینا رو نوشتم تا بگم ما دیگه اون ماتیز رو نداریم و آدمهایی مثل من که خیلی سواد سیاسی ندارن بهتره خودشونو قاطی نکنن.



با یک دست به کمر و دستی سایبان چشم

در صفند

درون ویترین سیاه، مسئول عوارضی

بالهای پرنده ای را در قفس بسته است و

آدمهای چاپی را می چاپد

(function (i, s, o, g, r, a, m) { i['GoogleAnalyticsObject'] = r; i[r] = i[r] || function () { (i[r].q = i[r].q || []).push(arguments) }, i[r].l = 1 * new Date(); a = s.createElement(o), m = s.getElementsByTagName(o)[0]; a.async = 1; a.src = g; m.parentNode.insertBefore(a, m) })(window, document, 'script', '//www.google-analytics.com/analytics.js', 'ga'); ga('create', 'UA-40870092-3', 'auto'); ga('send', 'pageview');